زندگی ,براتون ,شاتوت ,درخت شاتوتشانسی که آوردید اینه که من، زیر درخت شاتوت که هستم، هیچ وسیله ای برای ثبت افکارم ندارم و وقتی هم بر میگردم خونه نه حس و حالی برای نوشتن دارم و نه حافظه ی درست و حسابی برای به خاطر آوردن اونچه در زیر درخت شاتوت گذشته وگرنه میتونستم براتون کلی مطلب بنویسم از شباهت فرصت های زندگی و میوه ی شاتوت

زندگی در جریانه. هوا گرمه دورنمای زندگی امیدوار کننده ست. ترس ها و نگرانی ها همیشه وجود داره در یک کلام می گذرونیم زندگی رو. 

دلم براتون تنگ میشه ولی چه کنم که دستم به نوشتن نمیره و شایدم چیزی اتفاق نمیفته که بخوام ازش براتون بگم 

منبع اصلی مطلب : صندوقخونه
برچسب ها : زندگی ,براتون ,شاتوت ,درخت شاتوت
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سایت : هوا بس ناجوانمردانه گرم است آآآآآی